این خاطره رو شاید قبلا توی وب گذاشتم ولی خالی از لطف نیست باز بزارم، ان شاءالله که مفید واقع شود. :)یه خاطره جالب از دوران دانشجویی براتون تعریف کنم ،ترم سه توی درسهای عمومی ادبیات ۳واحدی رو برداشته بودم ،برعکس دانشجوهای همکلاسیم زیاد برام مهم نبود که چه درسی رو با چه استادی بگیرم که سخت گیر نباشه یا نمره خوب بده یا... بعد انتخاب واحد وقتی بچه ها ازم پرسیدن ادبیاتو با کی گرفتم و من گفتم با دکتر فلانی ،گفتن تا وقت هست برو حتما با یه استاد دیگه بگیر این استاد خیلی سخت گیره ،اکثر اونایی که باهاش گرفتن ،افتادن و...قضیه از این قرار بود که از ۱۳ نفر همکلاسی ما که ترم قبل با این استاد گرفته بودن ،۱۱ نفر زیر ۱۰گرفته بودن اون دو نفر هم ۱۱ !!!!خلاصه اینکه با اوصافی که دوستان داشتن از این استاد, حقیقتا یه کم ترس ورم داشت که نکنه ادبیات رو نمره خوبی نگیرم و... ولی با خودم گفتم بی خیال ،هر چه پیش آید خوش آید :)جلسه اول استاد بعد از معرفی خودش و سوابقش و افتخاراتش و کتاب هاش و مقالاتش و... یه کتاب معرفی کرد و گفتش بیش از ۵۰۰ صفحست و هیچ مطلبی رو قرار نیست حذف کنه و ۷۰ صفحه اول رو خودمون بخونیم و از صفحه ۷۰ شرو میکنه.بعد گفتش تا حالا هیچ کس توی این درسش ۲۰ نگرفته و فقط یه خانمی که اونم رشتش ادبیات بود ۱۸ گرفته ،اونم بهش کمک کرده. گفتش اکثرا نمیتونن نمره قبولی بگیرن و در بهترین حالت ۱۱ نمرشون بوده و پیشنهاد کرد تا فرصت هست این درس رو حذف کنیم یا با استاد دیگه بگیریم :/خلاصه اینکه آب پاکی رو ریخت رو دستمون :| اما مگه چاره ای بود فرصت حذف و اضافه هم تموم شده بود.با پرس جویی کع از دانشجوهای ترم بالایی کردیم متوجه شدیم حرفاش کاملا حقیقت داره و گرفتن نمره قبولی از این استاد کار سختیه! :(در طول تر
برچسب:
نویسنده: روژان رضایی
تاريخ: سه
شنبه
16 مرداد
1403 ساعت: 13:12